دراين نوشتار قصد داريم تا به تحليل كنش
دانشجويان ايران و نقش اين بخش از نيروهاي اجتماعي در شكل گيري رخدادهاي
سياسي و اجتماعي كشور بپردازيم.
فرض اصلي ما اين است كه دانشجويان تا كنون با محوريت
دن مبين اسلام بعنوان يك گفتمان مركزي به كنش سياسي پرداخته اند و اين
روند آسيب نديده و همچنان دردفاع از دستاورهاي انقلاب اسلامي ادامه خواهد
يافت.
۱ـ نقش دانشجويان در پيروزي انقلاب اسلامي

درواقع اگر
بخواهيم بطور مشخص به نقش و تأثير دانشجويان در انقلاب اسلامي بپردازيم،
مي بايست آن را در تاريخ جنبش دانشجويي مسلمان و در قالب انجمن هاي اسلامي
دانشجويان بنگريم، چرا كه مطمئناً يكي از پايه هاي اساسي مبارزات
دانشگاهيان عليه رژيم پهلوي و نظام شاهنشاهي را مي بايست در باورها و
اعتقادات اسلامي آنها كه متأثر از شخصيت هايي همچون استاد شهيد مرتضي
مطهري ، حضرت آيت الله خامنه اي ، شهيد بهشتي و ... بعنوان شاگردان ارشد و
فرهيخته امام راحل بر اثر جاذبه و عمق فكري و معرفتي آنها در تعامل نزديك
و مستقيم با دانشجويان به وجود آمده بود جستجو كرد.
چنين
اعتقادي در جريان دانشجويي باعث گرديد كه دانشجويان مسلمان در طول سال هاي
دهه 20 و 30 همواره در مقابل انحرافات مختلف رژيم وابسته پهلوي دست به
اعتراضات مختلف بزنند، كه مي توان 16 آذرماه سال 1332 را نيز از اين منظر
به عنوان نقطه عطفي در تاريخ مبارزات دانشگاه ثبت كرد؛ روزي كه جریان
دانشجویی مسلمان بر خلاف بسياري از سياسيون و روشنفكران چپ و راست- كه يا
خود در شكل گيري كودتا دخالت داشتند و يا با دولت كودتا كنار آمده بودند-
براي مقابله با استبداد و استکبار وارد ميدان شد تا آنجا كه خونش، سنگ فرش
هاي دانشگاه تهران را رنگين نمود.
البته برخي حركت هاي اعتراضي همچون برپايي تظاهرات به هنگام عقد كنسرسيوم در
ارديبهشت 33 و شركت فعال دانشجويان در ميتينگ دي ماه 39 در جلاليه،
تظاهرات گسترده در مخالفت با انتخابات دوره بيستم شورا در بهمن ماه 39،
آتش زدن اتومبيل دكتر اقبال رئيس وقت دانشگاه تهران و تظاهرات بر ضد ورود
ملكه اليزابت به تهران در اسفندماه همان سال، باعث گردید تا دهه 30 تحت
تاثیر ابتدای این دهه روندی ناآرام و مبارزاتی را در دانشگاه های کشور به
نمایش گذارد.

در
اين بين دهه 40 برای جریان دانشجویی مسلمان دهه رشد نرم افزاری و فکری به
حساب می آمد و ضديت و مخالفت بنيادين با رژيم و سرسپردگي به آمريكا از
شاخصه هاي اين برهه از تاريخ دانشگاه مي باشد كه مطمئناً واقعه ۱۵خرداد ۱۳۴۲
نقشي اساسي در ايجاد تحرك و خيزش انقلابي دانشگاه داشته است. سالی که نه
تنها در جریان دانشجویی بلکه در تاریخ انقلاب اسلامی ایران وقایع مهم و
تاثیرگذاری را در خود جای داده است.
با
رشد كمي و كيفي مبارزات دانشجويي از اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه، يك
تحول بسيار عميق كيفي در حركت هاي دانشجويي بوجود آمد، به طوري كه بسياري
از انديشمندان اسلامي با تكيه بر امكانات بالقوه دانشجويي راهي نو پيش روي
جوانان گشودند. از جمله دكتر شريعتي، آيت الله مطهري، آيت الله طالقاني،
آيت الله مفتح، آيت الله بهشتي، علامه محمد تقي جعفري و... با تأسيس كانون
هاي فكري مانند حسينيه ارشاد، تلاش هاي گسترده اي را جهت پي ريزي بيداري
اسلامي آغاز كردند؛ براين اساس از حدود سالهاي 1351 و 1352 طيف نيروهاي
مذهبي در جنبش دانشجويي رو به افزايش ميگذارد، به گونهاي كه در سال 1353
ديگر نيروهاي مذهبي به يك وزنة مستقل و قابلتوجه در جنبش دانشجويي تبدیل
شده بودند.
از
پديدههاي مهم و قابل تأملي كه از اواخر سال 54 و اوايل سال 55 روند رو به
گسترش و نقش تأثيرگذاري پيدا كرد، يكي شكلگيري هيأتهاي مذهبي خانگي با
حضور دانشجويان به عنوان هستههاي مبارزاتي و تربيت فكري و عاطفي بود و
ديگري- به ويژه از اواخر سال 1355 و اوايل 1356- افزايش تعداد دختراني بود
كه با روسري و حجاب اسلامي در دانشگاه تردد ميكردند و رفتار باوقار و
لباس عفاف آنها به پرچم مبارزه دانشجويان مذهبي با رژيم شاه و سكولاريسم و
آتهئيسم «لامذهبي» آشكار آن بدل گرديده بود.
از
اواسط سال 1355 و هم زمان با افزايش اقتدار و نفوذ روحانيت در جامعه، بر
ميزان تأثيرگذاري روحانيون در سخنرانيها و فضاهاي دانشگاهي نيز افزوده شد
و تشكيل نماز جماعتهاي دانشگاهي سيمايي جديد از فضاي مبارزه ديني و
آرماني عليه رژيم شاه را در دانشگاهها رقم ميزد.
كه
اين روند همزمان با اوجگيري انقلاب اسلامي مردم ايران و آشكار شدن رهبري
پرفروغ حضرت امام خميني(ره) و روحانيت پيرو حضرت امام (ره) بر كل نيروهاي
مذهبي و نيز تماميت جنبش دانشجويي سركردگي و هژموني تام و تمام پيدا كرد.
در
بين دانشگاه هاي ايران، دانشگاه تبريز و جنبش دانشجويي آن از اهميت خاصي
برخوردار است. نقش دانشگاه تبريز جداي از نقش تبريز و آذربايجان در تاريخ
معاصر ايران نيست.
دانشجويان
مذهبي دانشگاه تبريز بيش از ساير دانشگاه ها موفق شدند هويت اسلامي خود را
منسجم كنند و مبارزات سياسي خود را از دانشجويان چپي جدا نمايند. اين
دانشجويان در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در دو حركت مهم حضور يافتند: ابتدا در قيام تاريخي ۲۹بهمن مردم تبريز كه در اعتراض به سركوب خونين مردم قم در ۱۹دي ۱۳۵۶ صورت گرفت و ديگر واقعه ۱۸ارديبهشت سال 57 دانشگاه تبريز كه به لحاظ اهميت كمتر از واقعه ۱۶آذر سال ۱۳۳۲ نيست. پس از اين واقعه دانشگاه تبريز تا پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت آموزشي نداشت.
اما
دانشگاه در سال 1357 به قلب تپنده مبارزه عليه رژيم طاغوت تبديل شد و جنبش
دانشجويي تبديل به جنبشي اجتماعي با آرمان هاي بزرگ گرديد. جنبشي
كه چشم به مرجعيت اصيل داشت و با رهبري امام راحل و تاثير پذيري از
روحانيون عالي قدري همچون حضرت آيت الله خامنه اي به پيش برد اهداف اسلامي
انقلاب فكر ميكرد.
هيچ
يك از فرقه هاي سياسي ان دوره و گروههاي چريك ماب با ظاهري مسلحانه و
قهرمانانه تنوانستند دانشجويان مسلمان را از هدف اصيل خود كه حاكم ساختن
اسلام و حكومت ولايت مطلقه فقيه بود بازدارند.
شروع
سال تحصيلي 57-58 همزمان با رشد گسترده انقلاب اسلامي آغاز شد و در اين
زمان بين دانشجويان طرفدار سازمان منافقين و دانشجويان اصيل اسلامي نسبت
به اينكه آيا دانشگاه ها را بايد باز نگه داشت يا اينكه تعطيل كرد، اختلاف
افتاد. در اين وضعيت دانشجويان مسلمان معتقد به باز نگه داشتن دانشگاه ها،
به عنوان يك مركز تجمع مناسب براي مبارزه با رژيم شاه بودند و دانشجويان
طرفدار سازمان مجاهدين خلق از تعطيلي دانشگاه دفاع مي كردند و سرانجام
دانشجويان مسلمان با يك تصميم سراسري و پخش اعلاميه اراده خود را به باز
نگه داشتن دانشگاه ها، اعلام كردند. تا اينكه 40 روز از بازگشايي دانشگاه
ها نگذشته بود كه در 13 آبان، تعطيلي دانشگاه ها اعلام شد.
و
اينگونه بود كه دانشگاه در مسير پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقشي مهم و
تأثيرگذار را در كنار ديگر اقشار جامعه ايران ايفا نمود و پس از تعطيلي در
آبان ماه 57 به خيل عظيم انقلاب اسلامي ايران پيوست تا اينكه در بهمن ماه
سال 57 دانشجويان به عنوان جريان پيشرو در مبارزه، شاهد پيروزي انقلاب
اسلامي ايران بودند.
البته در سالهاي پس از انقلاب اسلامي نيز جريان اصيل
دانشجويي هموراه در برابر القائات ضد ديني جريانهاي التقاطي همچون گروههاي
شبه كمونيستي و سازمان منافقين مقاومت درخور توجهي بروز داد.
۲ـ نقش دانشجويان در پيروزي انقلاب دوم(تسخير لانه جاسوسي )

جريان تسخير لانه جاسوسي نقطه عطفي است در سابقه تاريخي جنبش اصيل دانشجويي.
دانشجويان اگاه با تشخيص جها ت اصلي انقلاب اسلامي و
آرمان هاي حقيقي امام راحل به لانه جاسوسي آمريكا حمله كردند و ضمن
بازداشت ۴۴۴ روزه عوامل آمريكا در لانه جاسوسي موفق شدند تا گام دوم و گام
اصلي انقلاب اسلامي كه همان از كار اندازي قدرت و توان سياسي و امنيتي
آمريكا درايران بود را به مرحله اجرا دراورند.
اين حركت عظيم بسرعت از سوي حضرت امام خميني نيز مورد
تاييد قرار گرفت و بارها و بارها با سخنان مفصلي امام به تاييد اقدام
شجاعانه دانشجويان پرداختند.

اگر چه سالها بعد و درجريان اغتشاشات انتخابات رياست
جمهوري سال ۱۳۸۸ عده مختصري از رزمندگان پشيمان تسخير لانه جاسوسي كوشيدند
تا با حمايت يك جريان به هدايت محمدخاتمي و مير حسين موسوي اين حركت عظيم
ملي را لكه دار كنند اما جهت دار كردن روز ۱۳ آبان و منحرف ساختن آن به
سمت شرق ستيزي و تقابل با روسيه نتيجه اي براي اصلاح طلبان دربر نداشت.
دراين رابطه شاهد بوديم كه دانشجويان روي خوشي به چنين
رويكردي نشان ندادند و همچنان سعي كردند تا كانون اعتراض خود را همچنان
متوجه استكبار جهاني نگه دارند.
۳ـ نقش دانشجويان در دفاع مقدس

همزمان با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي دشمنان خارجي ايران اسلامي در اتحاد كم نظير دست به تهاجم همه جانبه اي عليه كشور زدند.
دانشجوياني همچون علم الهدي كه بيش از آن درگير مسائل
مربوط به بررسي اسناد لانه جاسوسي و اداره حواشي تسخير سفارت سابق امريكا
بودند نيز با گروههايي از مبارزان به صف رزمندگان پيوستند.
يكي از حوزههاي تأثيرگذار در دوران هشت سال دفاع
مقدس، دانشگاه و نقش آفريني و بالندگي عنصر دانشجو بوده است. برخورداري
نيروهاي رزمنده از چنين پشتوانهاي آثار و بركات زيادي در نحوه پيشبرد و
مديريت جنگ داشته است.
از آنجا كه دانشگاه به عنوان يكي از مراكز
ايجاد حركت و شكلدهي به تصورات و باورهاي افكار عمومي هر جامعهاي بوده و
حضرت امام خميني (ره) نيز در پيشبرد نهضت الهي و پيروزي انقلاب اسلامي،
همراهي كامل اقشار تحصيل كرده و دانشگاهي را به همراه داشت، لذا شيوه نگرش
و مشاركت اين نيروها در جنگ تحميلي كه مهمترين چالش پس از پيروزي انقلاب
تا آن مقطع بود و تماميت ارضي كشور را نشانه رفته بود، بسيار مهم و حائز
اهميت بود.
طبيعي است كه حضور دانشجو و اقشار دانشگاهي در عرصه نبرد
مستقيم با دشمن بعثي و نيز خلاقيتهاي آنان در مديريت همه جانبه جنگ،
تأثير بسزائي در ناكارآمد ساختن ارتش تا دندان مسلح عراق و حاميان آن بر
جاي گذاشت و نتيجه اين پيوند مقدس (همراهي بخشهاي عملياتي و رزمي با
مراكز علمي و دانشگاهي) اين بود كه سرانجام براي اولين بار ايران از يك
نبرد طولاني و نابرابر سرافراز بيرون آمد؛ بدون اينكه حتي يك وجب از
سرزميناش در دست نيروهاي دشمن باقي مانده باشد.
حضور اقشار دانشگاهي
در عرصه جنگ تحميلي در شرايطي بود كه دانشگاهها و مراكز علمي كشور با
توجه به اهميت و جايگاه حساس خود در جبهه مستقيم نبرد فرهنگي و فكري با
دشمنان همه جانبه كشور قرار داشتند و گروههاي مختلف با هدف بريدن انقلاب
از پشتوانه فرهنگي و اعتقادي لازم دانشگاهها را مورد هجمه سنگين خود قرار
داده بودند.
چنانچه تأملي در وصيتنامههاي شهداي دانشجو و
دانشگاهها و تعابيري كه آنان در مورد حمايت از انقلاب و رهبري آنان و نيز
اعتقاد راسخ آنان به راهي كه در پيش گرفته بودند داشته باشيم، ميبينيم كه
انتخاب آنان انتخابي تصادفي و از روي غلبه احساسات نبوده است. چگونه
ميشود تصور داشت فردي كه براي حل يك مسأله علمي و درسي ساعتها وقت خود
را مصروف ميدارد و رنج ساعتها مطالعه و تحقيق را به جان ميخرد و خود را
به محيط علم و دانشگاه ميرساند و بهترين آرزويش نيز اين است كه پس از
فراغت از تحصيل به جايگاه مهم اجتماعي دست يابد، ناخودآگاه و بياراده،
ارزشمندترين سرمايه خود يعني جانش را به ميدان بياورد و همه آرزوهاي خود
را بدون تفكر و تحقيق رها سازد.
شهداي دانشگاه و دانشجو رفتند، اما
دغدغه اصلي و مهم آنان چگونگي تداوم راه انقلاب اسلامي و بالندگي حركتي
بود كه با محوريت و زحمات حضرت امام شكل گرفته بود. هر يك از ما كه با
عزيز شهيدي بخصوص از طبقه دانشگاه برخورد داشته باشيم، همواره جملاتي از
آنان را در حافظه خود داريم كه رسالت خطير حفظ و صيانت از سنگرهاي علمي و
فكري جامعه چگونه توسط نسل انقلاب تداوم يافته و به تحقق خواهد رسيد.
امروز
كه 18 سال از پايان جنگ تحميلي گذشته و ملت ما خاطره جان فشانيها و
ايثارگريهاي رزمندگان و شهداي خود را گرامي ميدارد، اين واقعيت بار ديگر
خود را نشان ميدهد كه عرصه مبارزه امروز به همان ميداني كشيده شده است كه
عزيزان دانشجو و دانشگاهي شهيد ما دغدغه آن را داشتند. امروز نبرد فرهنگي،
علمي و دانشگاهي و رسانهاي سازمان يافته از طرف دشمنان برعليه انقلاب
اسلامي طراحي و سازماندهي ميگردد كه محيطهاي علمي و پژوهشي با به
كارگيري انديشه و توان خود بايد براي مقابله شايسته علمي با آن آماده
شوند.
از سوي ديگر، دستاورد مهم جوانان غيور اين سرزمين در دستيابي
به فناوري مهم دانش هستهاي و غنيسازي اورانيوم در كشور كه از
تكنولوژيهاي نوين و برتر اين روزگار ميباشد، توسط همان جواناني به ثمر
رسيده است كه پس از فارغ شدن از جنگ توان خود را در عرصه فناوري بسيج
نمودهاند.
آنچه در جمعبندي اين گفتار ميتوان عنوان نمود، اين است
كه اهداف مهم نهضت امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي در صدور ارزشها به
كشورهاي مختلف تحقق يافته و اكنون جمهوري اسلامي ايران در سايه الطاف
خداوند متعال به قدرت و بازيگر مهمي در تحولات منطقه و جهان تبديل شده
است.
آنچه مشخص است، نهادينه ساختن اين وضعيت و قدرت به دست آمده و
استمرار آن باز هم به نقش آفريني و تلاش همه ملت بخصوص طبقه تحصيل كرده و
دانشگاهي نياز دارد. اكنون، دانشجوي مسلمان بايد همان احساسي را داشته
باشد كه همرزمان و شهيدان دانشگاهش در طول هشت سال دوران دفاع مقدس
داشتند. بايد به اين جمله امام توجه كند كه همزمان با آمادگي همه جانبه
دفاع از منافع ملي و اسلامي كشور سلاح رزمش از مسلسل به قلم تبديل شده است
و بايد كه با جديت تمام، قلمش و توان همه جانبه علمي و تخصص خود را در
خدمت حفاظت از كيان و اقتدار سرزميناش قرار دهد.
۴ـ دانشجويان و رهبري انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي

پس از ارتحال امام خميني پرچم انقلاب بزرگ اسلامي ايران به دست يكي از برجسته ترين انقلابيون بنام سيد علي خامنه اي سپرده شد.
حضرت آيت الله خامنه اي درتمامي سالهاي پس از رحلت
امام خميني كوشيدند تا با همان معيارهاي اصيل انقلابي و اسلام سياسي كه
امام خميني منادي ان بود به بسط اهداف انقلاب بپردازند.
دراين برهه از تاريخ ايران نيز تا هم اكنون در شرايط
مختلف دانشجويان هموراه از پيشگامان اطاعت و هم ياري رهبري معظم انقلاب
اسلامي بوده اند و در شرايط مختلف تمامي فرامين رهبري را پيش ارز ساير
اقشار جامعه لبيك گفته اند.
دانشجويان اولين اقشاري بودند كه در امر بسيج سازندگي كشور به فرمان رهبر معظم انقلاب مشاركت كردند .

درانتخابات ها و حضور در ميادين علمي و نخبگي كه رهبر
معظم انقلاب اسلامي منادي آن بودند نيز دانشجويان نقش صف اولي ها را ايفا
كردند.
باشكوه ترين ديدار هاي مردمي با رهبر معظم انقلاب نيز
در دوران پس از رحلت حضرت امام نيز شامل ديدار هاي پرشور و با شكوه
دانشجويان و گفتگوهاي صميمانه و چند ساعته معظم له با اين قشر عظيم در
كشور تاكنون بوده است.
همواره بررسي جنبش اصيل دانشجويي ايران حكايت از ان
دارد كه اين جريان بصورت مستمر در مسير انقلاب اسلامي حركت كرده است و
آرماني به بزرگي ولايت مطلقه فقيه را قدر دانسته است.
بسياري از گروههاي سياسي كه تعداد اعضاي انها كمتر از
تعداد تشكل هايشان است در شرايط كنوني تلاش عمده اي را بكار بسته اند تا
جريان دانشجويي را در آستانه روز ۱۶ اذر از مسير اصلي خود خارج نمايند و
درگير فتنه انقلاب مخملي كه به جريان سبز موسوم شده است ، نمايند.
دراين رابطه جريان محمد خاتمي و مير حسين موسوي با
همكاري گروههاي ماركسيستي و ساير جريان هاي غير قانوني و ضد مردمي نظير
گروهك نهضت ازادي كه هموراه بدون پشتوانه مدمي بوده اند مي كشوند تا جنبش
اصيل دانشجويي را درگير زدو خوردهاي بي حاصل سياسي نمايند.
درگيري هاي بدون جهتي كه دراثر دروغ بزرگي بنام تقلب
درانتخابات شكل گرفت ، دروغ بزرگي كه حتي گويندگان و سازندگانش از تكرار
آن شرم دارند و هزينه هاي بسيار زياد سياسي ، عنوي و مادي را بواسطه آن به
فضاي داخلي و خارجي كشور تحميل كرده اند.
بديهي است اينبار نيز جريان دانشجويي ايران گوش به
فرمان رهبري است و پيام خود را نه از بي بي سي دروغ پرداز و سي ان ان
صهيونيست بلكه بطور مستقيم از رهبر فرزانه اش در جمعي صميمانه و عاشقانه
دريافت خواهد كرد.
دشمنان ايران اسلامي در ۱۶ آذر سال ۱۳۸۸ از جنبش دانشجويي ضد انقلاب خيالي خود بطور كامل قطع اميد خواهند كرد.
زيرا دانشجو بيدار است و گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامي فريب صداهاي بيگانه بدخواهان كشور را نخواهد خورد.